بنام خداوند رحمان و رحيم
... شب و ماندن استخوان
شب و ناله هاي نهان در گلو
شـب و مثنـوي هـاي نـا گـفته ام
شـب و خلــوت و بغـض نشـکـفتـه ام
فـغــــان و غـم و اشـک و آه اسـت و مــن
شب است و سکوت است و ماه است و من
اواسط آذر ماه 66 مطمئنا روزهاي تاثيرگذاري تو زندگي پدر و مادر من بوده ، هميشه تولد اولين فرزند براي خانواده ها
بيادماندني است ، چه برسد به اين که سال هاي آخر جنگ هم باشد !! : My E.Mail
در حال حاضر سومين دوره وبلاگ نويسي خودم رو طي مي کنم ( شايد يک روز مراحل تکامل وبلاگم رو واستون نوشتم !! )
کوچه هاي تنگ حاصل ديدگاه ها و نظرات من پيرامون رويدادهاي اجتماعي و سياسي کشور است .
مدت زيادي از وقتم راپشت صفحه مانيتور مي گذرانم و دستي از دور بر آتش سايبر و شبکه به هم تنيده عنکبوتي دارم .
تا به حال چندين قالب براي وبلاگ طراحي کرده ام که کوچه هاي تنگ دومين آن هاست .
در آخر اگر کسي قالب خاصي را در نظر داشته باشه خوشحال مي شوم در طراحي به او کمک کنم .
گفتم کوچه چون ما توي خم کوچه اي مونديم بدون اين که بدونيم بايد از کدوم طرف حرکت کنيم . دل هامون هم آنقدر تنگ شده که خدا ميدونه ، براي نوشتن و گفتن هم نياز به دليل نداريم ، يعني به هر بهونه اي دلمون مي خواهد بنويسيم از تنهايي هامون و دل تنگي هامون . شايد يه تسکيني بده به ما ، البته شايد هم واقعا دل تنگ نباشيم اخه اگه بوديم که ................! بگذريم .
اما اگه راست راستش رو بخواهيد يه جورايي از اين اسم خوشم مياد !! . اين عکس رو که حتما يادتون مياد ؟!!
اول :
اگــر زکوی توی بوئی به من رساند باد
تمام هستی خود را به باد خواهم داد
دوم :
واسه این پست قصد داشتم مطالبی رو که توی این مدت درباره سعید امامی گردآوری کردم بذارم ، اما پشیمان شدم . شاید هم پشیمانم کردن !! فقط :
سر خم می سلامت ، شکند اگر سبوئی !!!
سوم :
مدتی هست که دلم می خواست یک سری مطالب بنویسم با عنوان " ابزار هائی که یک وبلاگ نویس به آن نیاز دارد " . خوب این پست اولین مقاله از این سلسله مقاله هاست . اول لازم هست یاد آوری بکنم که من یک وبلاگ نویس رو جزء کاربران عادی اینترنت محسوب نمی کنم . به نظر می رسه کسی که می نویسد از سطح اگاهی نسبی بیشتری نسبت به بقیه برخوردار هست . پس لارم ندیدم جزء ابزار های لازم یک مرورگر خوب رو یا یک سرویس دهنده وبلاگ معرفی کنم . چون عقیده دارم یک وبلاگ نویس تا حالا حتما درباره این 2 مورد فکر کرده و تصمیم گرفته اگر چه ممکن هست بعد مطالعه این سلسله مطالب عقیده اش تغییر بکنه . ( کی گفته من طرفدار فایرفاکس هستم؟ از کجای این جمات چنین برداشتی کردین ؟!!! ) قصد دارم به طور متناوب مطالب زیر رو ارائه بکنم :
1 ) فید ریدر ( خبرخوان )
2 ) محل مناسبی برای نگهداری لینک ها ( بلاگرول + لینکدونی )
3 ) شمارنده مناسب ( کانتر )
4 ) آلبوم تصاویر اینترنتی ( شاید هم یک فتوبلاگ )
5 ) ....
قبل از شروع از کسانی که بنده در محضرشون شاگردی کردم عذر می خواهم !!!!! سعی می کنم در ابتدائی ترین سطح بنویسم و در یک حد پیشرفته مطب رو تمام کنم که واسه افراد بیشتری مفید باشه .
1 ) فید ریدر مناسب : Feed Reader
[0] یک خبرخوان چه کاری انجام می دهد ؟ چه نیازی به آن داریم ؟
حتما تصدیق می کنیدکه وبلاگ نویسی یک فعالیت 2 طرفه هست . به این معنا که اگر شما انتظار دارید افرادی زمانی صرف کنن و نوشته های شما رو مطالعه کنن ، شما هم باید چنین حقی رو واسه دیگران قائل بشوید . از طرفی هم همگی اذعان دارید که گاهی مطالعه حجم انبوهی از وبلاگ ها کار دشواری هست . حتی امکان داره شما بارها به وبلاگ مورد نظرتون سربزنین و ببینین که ای دل غافل ، هنوز هم به روز نکرده و دست از پا دراز تر برگردید !!! ( عجب نویسنده بدی بوده ها !!! مثل حود من ) . این کار سختی های دیگه ای هم داره که لازم نیست به ذکر اون ها بپردازم .
شما به وسیله یک فید ریدر این امکان رو خواهید داشت که از بروز شدن وبلاگ های که قبلا در آن وارد کرده اید با حبر شده و حتی آخرین مطالب همه وبلاگ های مورد علاقه تان را در یک جا به طور اتوماتیک گرداوری کنید . گاهی بعضی از خبر خوان ها امکان مطالعه آفلاین رو هم به شما می دهند .
[0] در کل فید ریدر ها رو به دو دسته
الف ) آفلاین
ب ) آنلاین
تقسیم می کنند . (البته تقسیم بندی های دیگه ای هم هست که بر اساس تکنولوژی ساخت آنهاست ) این سرویس ها به کمک فن آوری XML و توسط آدرس RSS یا Atom یک وبلاگ فعالیت می کنن . برای شروع بهتره یک فید ریدر مناسب انتخاب کنید . من شخصا فید ریدر های آنلاین رو ترجیح می دهم چون اگرچه امکان خواندن مطالب رو تنها روی شبکه فراهم می کنن اما امکانات بهتری دارن مخصوصا پشتیبانی از راست به چپ مخصوص نوشته های فارسی(RTL) . البته تا زمانی که مرورگر خود رو نبسته اید می توانید خارج از نت هم به مطالعه بپردازید .
اما اگه باز هم اصرار بر یک خبرخوان آفلاین دارید می توانی نرم افزارOmea Reader رو با حجم ۰۱/۵ MB از اینجا دانلود کنید . (لینک مستقیم دانلود)
در صورتی هم که با من موافقید بهتره بریم سرغ یکی از ده ها خدمت گوگل عزیز !! بله Google Reader
برای شروع ابتدا از طریق این لینک (+) اقدام به ورود به اکانت گوگل خود بکنید . (راستی می دونستید گوگل اخیرا استفاده از سرویس جمیل رو واسه همه بدون دعوت نامه آزاد کرده ؟ اینجا رو ببینید و یا این عکس رو ببینید) اگر این برای اولین باری است که از این سرویس استفاده می کنید با خوش آمد گویی گوگل !! روبرو می شوید و می توانید از طریق لینک Discover the new Google Reade وارد صفحه خانگی گوگل ریدر خود شوید .
در مرحله دوم نیاز دارید که لینک آر اس اس وبلاگ هائی رو که معمولا به خوندن آنها می پردازید آماده کنید . معمولا از طریق یک آیکون نارنجی رنگ با تیتر RSS در وبلاگ ها مشخص می شود . این لینک در سوریس های معروف وبلاگ به این صورت ارائه می شود :
http://You.blogfa.com/rss.aspx : بلاگفا
http://You.blogspot.com/feeds/posts/full?alt=rss : بلاگر
http://You.mihanblog.comrss.aspx : میهن بلاگ
http://You.parsiblog.com/rss.aspx : پارسی بلاگ
http://You.pib.ir/rss : آفتابلاگ
http://Your Domain/?feed=rss : وردپرس
http://Your Domain/index.xml : مویبل تایپ
http://You.persianblog.com/rss.xml : پرشین بلاگ
نکته : البته کسانی که در پرشین بلاگ می نویسند حتما یا مشکلات اون آشنا هستند از جمله اینکه به قول یک دوست أر اس اس اون مثل آینه بغل تراکتور می مونه . بود و نبودش یکسانه . البته اخیرا بهتر شده . ولی واسه اطمینان بیشتر میتونن لینک آر اس اس شون رو در فیدبرنر وارد کنن و از خروجی اون استفاده کنن . حالا باید از طریق گزینه Add subscription که در ستون سمت چپ صفحه شخصی گوگل ریدر هست اقدام به وارد کردن آدرس آر اس اس وبلاگ های مورد علاقه تون بکنید .
در ضمن برای ویرایش یا تغییر در لینک های وارد شده می توانید از طریق گزینه Refresh - Manage subscriptions » اقدام کنید که در پایین ستون کاربری واقع شده است .
تمام شد . از این به بعد هر وقت به گوگل ریدر خودتون سر بزنید می تونید لیستی از وبلاگ های به روز شده رو همراه با آخرین پستی که نوشته اند یکجا مشاهده کنید و در زمان کمتری ( یک دهم تقریبا) به مطالعه اون ها بپردازید و هیچ کدوم از وبلاگ های مورد علاقه تون رو هم از دست ندهید .
نکته اول : اگر از مرورگر فایر فاکس استفاده می کنید برای راست به چپ (RTL) شدن نوشته ها در گوگل ریدر ، همین طور برای تغییر فونت مطالب به tahoma در سایز 10 pt ابتدا این اکتنشن ( الحاقیه !! ) (+) رو نصب کنید و بعد هم این رو (+) . اگر یک بار مرورگر خوتون رو ببندید و باز کنید می تونید شاهد تغییرات اعمال شده باشید .
نکته دوم : مخصوص دوستانی است که از سرویس بلاگر یا وردپرس یا MT استفاده میکنن . لطفا در اولین فرصت لینکآر اس اس وبلاگتون رو روی تمام متن (Full Text) تنظیم کنید . برای این کار می توانید با توجه به آموزش مختصری که در اینجا آمده اقدام کنید . این حق رو به خوانندگان وبلاگتون بدهید که از فید کاملا مطالب شما بهره مند باشند !!!! ( کسانی که از سرویس هائی مثل بلاگفا ، میهن بلاگ ، آفتابلاگ یا پارسی بلاگ استفاده می کنن لازم نیست کاری انجام بدهندچون به طور پیش فرض روی full text قرار گرفته )
در آخر همه لینک های مرتبط رو که بعضا در متن هم آمده اینجا می گذارم :
** آر اس اس چیست ؟ ( ویکی پدیا )
** دانلود نرم افزار Omea Reader ( لینک متستقیم )
** گوگل ریدر (فید ریدر یا خبرخوان آنلاین )
** الحاقیه های فایرفاکس واسه گوگل ریدر ( راست به چپ + فونت tahoma ) اول این و بعد هم این
** راهنمای تنظیم فید وبلاگ در MT یا وردپرس یا بلاگر روی تمام مطالب
خروجی آر اس اس کوچه های تنگ
البته مطمئنا صحبت های دیگه ای هم درباره فیدریدر ها وجود داره که واسه طولانی تر !! نشدن مطلب نمی نویسم . اگه لازم شد در پست های بعدی ....
پ.ن :
اول : چی کار کنم ؟ من بلد نیستم مناسبتی بنویسم . سر قضیه ۲۲ بهمن که هرچی فشار آوردیم به خودمون!! نشد که نشد . هیچ مطلبی نیومد به زبونم . حالا هم واسه قدس همین طوری شدم . شاید به قول یه دوست از بی توفیقی باشه !!!!!! فقط می تونم بگم این رو ببینید . ( اگرچه با همه بندهای اون موافق نیستم ) دوم : فعلا هیچی ....
ق . ن : خیلی فکر کردم کدوم یکی از مطالبی که توی صف ایستادن واسه پست رو الان بنویسم که یه ربطی هم لا اقل به این ایام مبارک داشته باشه ، به نتیجه نرسیدم .
این خبر رو شنیدی ؟ قصد ندارم بحث جامعه شناسانه ارائه بدهم چون در تخصصم نیست . فقط به عنوان یک شهروند عادی ، مخصوصا شهروند جامعه مجازی ، عواملی رو که فکر می کنم در گسترش ، تقویت و یا ایجاد شایعه در جامعه موثره بیان می کنم . به نظر من شایعه از نظرگاه هدف ایجاد ، دو نوع می تونه باشه :
اول : اساس ایجاد این نوع از شایعه ها شوخی و یا مزاح !! هست و صرفا به عنوان تفریح ایجاد میشه ( هوكسهاي اينترنتی معمولا از این دسته اند ) اگرچه گاها به صورت ناخواسته قدرت زیادی پیدا میکنن و معضل جدی هم ممکنه به وجود بیارن .
دوم : شایعه هایی هستند که به عنوان بخش اساسی از جنگ روانی طرح ریزی می شوند . بر کسی پوشیده نیست که نوع دوم به دلیل هدف مند بودن و برنامه ریزی دقیق و فعالیت در راستای رسیدن به هدف توسط عوامل ایجاد ، خیلی می تونه واسه کسی که هدف قرار گرفته خطر ناک باشه . نمونه های اون رو در نزدیک انتخابات ها و دیگر فعالیت های مدنی متکی به توده مردم می شود مشاهده کرد .
خوب ! حالا قصد دارم به صورت تیتر وار مواردی رو ذکر کنم که در تقویت یا ایجاد شایعات موثر هستند . ( ذکر این نکته رو لازم می دونم کهدر با توجه به دید جامع و قوی ای که نسبت به جوامع دیگر ندارم !! ، قصد ندارم کشورمون رو با جای دیگه مقایسه کنم . فقط تا حدودی کلیات فضای جوامع مختلف رو در نظر می گیرم )
یک : ارتباط گرم و نزدیکی که بین مردم ما وجود داره باعث میشه هرجا دو نفر به هم میرسند شروع کنن به صحبت از هر دری و بر خلاف اصول رایج در گریتینگ کشور های دیگه که معمولا صحبت ها راجع به مسائل عمومی مثل بحث مزخرف آب و هوا و .... است ( مطالبی که بشه راحت سر اون ها به تواق رسید و اختلاف نظری وجود نداشته باشه ) در کشور ما صحبت ها خیلی داغ تر از این حد هست و این باعث میشه یک خبر به سرعت در جامعه پخش بشه . خبری که در شرایط آرمانی برای پخش سازمان یافته اون ممکن هست ماه ها زمان لازم باشه به لطف این ارتباط قوی و صمیمی در عرض چند روز در سراسر کشور پخش میشه و حتی می تونه اون رو از رادیو های برون مرزی هم بشنوی !!! ) با توجه به اینکه سود این رابطه نزدیک رو بین آدم ها بیشتر از ضررش می بینم به نظرم نباید این عامل رو حذف کرد . اگرچه عامل مهمی است در گسترش شایعه اما نباید اون رو از بین برد .
دو : مورد بعدی جو نا آرام کشور هست . ایران حد اقل در صد سال آخیر ( و حتی پیش از اون ) جو متلاطم و نا آرامی داشته . این باعث میشه یک خبر کوچک بر این موج سوار بشه و به چه ابر موضوعی که تبدیل نشه !!!! ( عجب ادبیاتی !!! ) چون تغییر و تحولات کوچک می تونه اثر بسیار زیادی رو بر زندگی و سرنوشت مردم در چنین جامعه ای داشته باشه ، طبیعتا حساسیت مردم نسبت به اون بالا میره و بر پایه دغدغه حقه ای که وجود داره اگر خبری حتی خیلی غیر محتمل بشنون نسبت به اون حساس میشن و برای مطمئن شدن از صحت و یا نادرستی اون ، نا خواسته اقدام به پخش اون میکنن . در مکمل بیشتر در این باره توضیح خواهم داد .
سه : عامل بعدی که ارتباط مستقیمی با قدرت گرفتن یک شایعه داره ، میزان حساسیت اون موضوع هست . مسلما وقتی خبری در رابطه به زندگی روزمره مردم باشه حساسیت نسبت به اون بیشتر میشه ( مسائل روزمره البته منحصر به خوراک ، پوشاک و مسکن نیست !!!!! ) با نظر به مورد دوم ، شایعات در مواردی که از حساسیت زیادتری برخوردار هستن ، قدرت و گسترش بیشتری پیدا می کنن .( مثل این شایع اخیر )
چهار : اصولا شایعات در باره موضوعاتی که در هاله ای از ابهام قرار دارن خیلی بیشتر به وجود می آیند . به نظر من مهمترین عامل ایجاد یک شایعه نبود اطلاعات کافی در آن زمینه است . حالا ممکنه مورد اساسا محرمانه باشه و یا نه ، مربوط به زندگی شخصی افراد باشه . شفاف نبودن فضا در یک مبحث به شدت به ایجاد و تقویت یک شایعه در اون باره کمک می کنه .
پنج : مورد بعد مربوط میشه یه یک عادت نا پسند اجتماعی و اون اینه که برخی دوست دارن خودشون رو مطلع نشون بدهند . یعنی واسه تفاخر یا هر چیز دیگه به مردم بگن که « بععععله !!!! یه مسائلی هم هست که نمیشه همه جا گفت !!!! به همه کس گفت . این چیزهائی رو که من دارم به شما می گم همه کس نمی دونن و ..... » خوراک این دسته از افراد خبرهای دسته اولی هست که خیلی هم درستی اون ها مهم نیست واسشون . همین که داغ باشه کافیه . خوب این افراد آگاهانه و یا نا آگاهانه اقدام به پخش این خبرها می کنن که در صد زیادی از اون ها رو هم شایعات در بر می گیرن .
مکمل : برخی معتقد هستن که جو نا آرام یک جامعه ارتباط مستقیمی با میزان رفاه اجتماعی در اون جا داره . به این معنی که در کشور هائی که میزان رفاه بالا هست و تغییر و تحول های درون حکومتی تغییر عمده ای در زندگی روزانه مردم ایجاد نمی کنه ، مردم حساسیت کمتری نسبت به اینگونه مسائل نشون می دهند . انشا الله طی سالهای آینده با محقق شدن برنامه های مختلف توسعه اقتصادی کشور ، روز به روز از تلاطم و نا آرامی فضای عمومی کشور کاسته میشه . ( مثلا در بریتانیا !!!! با تغییر حزب حاکم از کارگر به اون یکی ( اسمش چی بود ؟!!! ) اگرچه تغییراتی زیادی در سیاست های حتی اقتصادی ایجاد میشه ولی چون تاثیری بر رفاه مردم نداره ، جماعت سرشون توی لاک خودشونه . حالا این خوبه یا نه !!! نمی دونم !! )
راهکار : با توجه به مواردی اندکی که ذکر شد ( چیزهای دیگه ای هم در نظرم بود که متاسفانه فعلا در دسترس نیستن . اگه یادم اومد ، الحاقیه می زنم !!! ) راه حل کوتاه مدتی واسه پایین آوردن ضریب نفوذ شایعه در کشور ( عجب اصطلاحی !! همین الان اختراع شد فکر کنم ) به نظرم نمی یاد . ولی در میان مدت کار های خوبی میشه انجام داد . مهمترین اون ها مثل همیشه فرهنگ سازی است (و البته سخت ترین اون ها هم هست ) باید در جامعه ، خطری که می تونه یک شایعه ( در راستای هدف جنگ روانی ای که دنبال میشه ) داشته باشه رو جا انداخت !! یعنی به مردم نشون بدهیم که با نقل یک خبری که در صحت و سقم اون تردید دارن ، چه ضربه ای رو ممکنه به بدنه اجتماعی کشور ( و امنیتی حتی ) وارد کنن .
بد نیست این حدیث از رسول الله (ص) رو اینجا ذکر کنم : در دروغ گو بودن یک شخص همین کافی است که تا چیزی رو شنید ، آن را برای دیگران نقل می کند . (قریب به این مضمون ) این صحبت ارزشمند به قدر کافی گویا است . ( یادمون هست حتما که دروغ از گناهان کبیره است دیگه !!!! )
حالا یه خاطره هم بگم از شهید مظلوم آیه الله دکتر بهشتی در همین رابطه ، که مطلبمون رو هم یکم حال و هوای انقلاب و این حرف ها داده باشم ( دیدی چقدر باحال وصلش کردم به این ایام ؟!!!! ) یه روز در اوج تهمت ها و شایعاتی که نسبت به آقای بهشتی وجود داشت یه خبرنگار میره پیش ایشون و میگه : حضرت آقا ! شایع شده که ..... همین جا آقای بهشتی حرف طرف رو قطع می کنن و میگن مگه نمی گی شایع شده ؟ پس لازم نیست نقلش کنی و هرچی طرف سعی میکنه نمی ذارن حرفش رو بزنه !!! ( اینه !!! درس طرز رفتار با خبرنگار رو اگه یه وقت مسئولی چیزی شدین بیایین پیش خودم بگذرونین یه ترم !!! )
راهکار دیگه ای که خیلی میتونه مفید باشه با عنایت به مورد چهارم بیان میشه . نهادهایی که وظیفشون اینه که مراقب سلامتی فضای اجتماعی کشور باشن می تونن یه کار هوشمندانه انجام بدهند !!! در هر زمینه ای که بررسی ها شون نشون میده سطح شایعات از یک حدی فراتر هست بیایند و شفاف سازی بکنن . اطلاعات لازم رو در سطح جامعه منتشر کنن . البته لازمه که این کار به صورت نا محسوس باشه تا پس زدگی نداشته باشه . یعنی به صورت کاملا عادی سطح آگاهی عمومی رو در اون زمینه افزایش بدهند که این باعث میشه به صورت طبیعی هدف اون شایعه ناکام بمونه . بدون هیچ زور و خشونتی و بگیر و ببند و ف ی ل ت ر و توقیف !!!! آرام آرام !!!! (البته این کار نیاز به گوشهای تیز و عیون ! تیزبین داره که مرتب اتمسفر جامعه رو رسد کنن )
خوب ! دیگه خیلی شد . بسه . بریم سراغ بعد نوشت ها !!!
ب.ن :
۱ ) کفم برید از این لینک (+) تویه دو سه روز این همه آدم دیدنش . فکر کنم به خاطر تیترش بود !!! (ویرایش : طی اتفاقی عجیب این لینک از بلاگرد حذف شد . حالا دوباره گذاشتم اما کانترش صفر شده !!! )
۲ ) هماهنگی برای ختم قرآن برای مادر مرحوم برادر جوزدانی اینجا اگ هم فرصت ندارین لا اقل یه حمد و سوره .....
۳ ) بالاترین ف ی ل ت ر شد. اولش فکر کردم اشتباه شده ولی انگار کار جدیه . کار قشنگی نبود . اگه یک نگاه از اول تاسیسش تا حالا بیندازید می بینید کلی فضایش تغییر کرده بود . بچه های ما هم فعالیت خوبی راه انداخته بودن توش . اگه مسئولین امر کمی دندون میگذاشتن سر جیگر کار به نفع خودمون تموم می شد ولی حیف !!! تازه از این هم که بگذریم ، بالاترین که از خودش مطلب نمی ذاره . همش لینکه . حالا اگه چیزی خلاف امنیت ملی و ... ا باشه باید اصل مطلب ف ی ل ت ر بشه نه بالاترین . حتما استدلال می کنن جمع کردن این همه لینک مضر خیلی مضره !!!!
۴ ) این بحث آفت مداحی هم فکر کنم چند ماه پیش با اون خبر فیلم مشکوک شروع شد . پاسداران چیز های خوبی نوشت . اخیرا هم که بعد از وارد شدن صدا و سیما در این عرصه و اعتراض گروهی از عزیزان مداح (+) فکر کنم ، دوباره بحثش این ور (+) و اون ور (+) مطرح شد . حرفی باقی نمونده . صحبت هام رو در کامنت های وبلاگ حزب اللهی و خلوت انس زدم . اینجا و اینجا کار نباید این قدر علنی می شد ولی خوب ! آقایون خواب هستند . باید یه تلنگری چیزی زده میشد . حالا هم دیر نشده . از حالا یه جمعی از پیشکسوت ها بشینن حواسشون رو جمع کنن به موضوع . انشا لله بشه مسائلی از این دست رو درون گروهی حل کرد نه اینقدر علنی و عریان و .... ( اینجا هم حرف های خوبی زده . )
۵ ) دوباره که یکی از دیپلمات های ما رو ربودند !! این نامردا !! نمی دونم می خواهند ایران رو تحریک به یک اقدام تند بکنن یا مثلا می خواهند دست و پای ما رو از عراق قطع کنن ؟!!!
۶ ) این صهیونیست ها هم که آخر کار خودشون رو کردن . اون از نقب زدن زیر مسجد الاقصی واسه سست کردن زیربنا و این هم ... خـــــــــــــــــــــــــــــدا !!! طبق در خواست شورای عالی انقلاب فرهنگی من هم به عنوان یک عضو جامعه این اقدام رو محکوم می کنم .
۷ ) در چند روز گذشته ۲ تا فیلم باحال دیدم . اولی فیلم « کودک را دعا کنید » بود که از سینما و ماورا شبکه پخش شد . فیلم جالبی بود . البته چون من از قبل حساب چندانی روش نکرده بودم . دقیق تماشا نکردم ولی از اواسط فیلم دقیق شدم . بد نبود . بحث شیطان پرستی بود و تقابل خدا و شیطان !!!! ( ما میگیم این حرف کفره !! ) البته به نظرم اگه در آخرین سکانس های فیلم به شیطان نمود جسمی نمی داد و اون ماهیت اغواگرانه رو درش حفظ می کرد بهتر بود .
فیلم بعد هم سینمائی « رویای مرد مرده » بود . بحث یک گروه مدافع حقوق بشر بود که دستی هم در بحث خبر داشتن و واسه تخریب چهره ج . ا . ا از یک دانشجوی اخراجی خواستند در مقابل یک عالمه دلار !!! خود سوزی ساختگی بکنه . قول دادن نجاتش می دهند ولی خوب .گذاشتن بچه تا آخر بسوزه !! و بمیره . البته نویسنده یک کاراکتر رو واسه روز مبادا در فیلم نگه داشته بود که در آخر همه رو لو بده . فیلم نامه قوی نبود ولی موضوع جالبی رو انتخاب کرده بود . آخرش هم بی بی سی و سی ان ان رو نشون داد که کل از این واقعه استفاده کردن . این هم یک جنبه از جنگ روانی و رسانه ای ....
۸ ) اینجا (+) رو حتما ببینین . در باره حمایت از بیماران خاص . ..... تمت !!
در ادامه مطلبی که در روزنوشت نوشته ام ؛
در تواریخ آمده که ۵ نفر از صحابه بزرگوار رسول اعظم (ص) در روز عاشورا جز مدافعین سبط بزرگوار ایشان قرار داشتند . حبیب ابن مظاهر و مسلم ابن عوسجه از مشایخ این گروه بودند . چیزی که اکثر ما شندیده ایم این است « که روزی حبیب ، مسلم را در بازار دید و به او گفت : آهای پیرمرد ! کجا می روی ؟ مسلم پاسخ داد : محاسنم به سپیدی نشسته است و قصد خرید رنگ یا حنائی دارم . حبیب بن مظاهر گفت : من حنائی سراغ دارم که اثرش هیچ گاه ناپدید نمی شود . مسلم ! مولایمان حسین ابن علی (ع) حرکت کرده است به سمت کوفه .
این دو صحابی بزرگوار به سمت کاروان حضرت اباعبد الله شتافتند . در روز عاشورا مسلم پیش از حبیب به میدان رفت . هنگامی که بر روی زمین افتاد ، حضرت ثار الله (ع) به همراه حبیب بر کنارش آمدند . حبیب گفت : به یاد داری در باره خضاب چه به تو گفتم ؟ » تا اینجای ماجرا را اکثر ما شنیده ایم . نکته ای که به نظر من خیلی مهم است از اینجا به بعد ماجرا است .
« حبیب گفت : من نیز تا دقائقی دیگر به تو ملحق خواهم شد ، لیکن اگر وصیتی داری که از دست من بر می آید بگو . مسلم گفت : وصیتی دارم که می توانی آن را در این آخرین لحظات عمرت انجام دهی . حبیب جان ! نکند دست از مولایمان ، سرور جهانیان ، حسین ابن علی (ع) برداری !!!!! »
وصیت این یار گرامی پیامبر اکرم (ص) نکته بسیار مهمی در خود دارد . این احتمال وجود دارد که کسی در روز عاشورا ، در گرماگرم نبرد ، ناگهان رو از جبهه حق بردارد و به سوی عاقبتی شوم رهسپار گردد . (حتی اگر چون حبیب ابن مظاهر سالها جز موالیان خاندان رسول الله(ص) بوده باشد . ما که جای خود داریم !!!! )
عقل سلیم حکم می کند که حتی نسبت به یه ثانیه بعد خود اطمینان نداشته باشیم که در کدام سوی میدان ، پیکار می کنیم . لازم است که در هر لحظه خود را با حق ، طراز نمائی . ببینی جز مدافعین حرم رسول الله (ص) هستی یا .... یا چون کوفیان دلت با حسین (ع) و شمشیرت علیه اوست ؟!!!!! خداوند ما و شما را یک لحظه به خدمان وا نگذارد .
« فــــاعتبــــــروا یا اولـــــی الابصــــــــــار »
پ.ن : اول : شهادت سید الساجدین ، زین العابدین ، حضرت سجاد بر شما تسلیت باد . چقدر نزدیک است به عاشورا !!!!! دوم : مثل همیشه اونی نشد که می خواستم !!!! چی کار کنم دیگه ؟!!!! سوم : چرا این بالاترین فیلتر شده ؟!!!
کشتـــی شکست خــورده طـوفــان کـربـــلا
در خــاک و خـون فتـــاده به میدان کربــلا
گر چـــشم روزگار بر او فاش می گریست
خون میگــذشت از سر ایــوان کـربــلا
نگرفـت دست دهــــــر گلابی به غیر اشک
زان گل که شد شکفتـــــه به بستان کربـلا
از آب هــم مضایقـــه کــردنـد کـوفیــــان
خوش داشتنــد حـــرمت مهمــان کـربـــــلا
بـودنــد دیو و دد همــه سیراب و می مکید
خاتم ، ز قــحط آب ، سلیمــان کـربـــلا
زان تشنگـــان هنـــوز به عیوق می رسد
فریــاد العطـــش ز بیابـــان کــربـــلا
آه از دمــی کــه لــشگر اعدا نکرد شرم
کــردنـد رو بـه خیمــه سلطــان کـربـــلا
کــاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
ویـن خرگــه بلنـد ستون ، بی ســتون شدی
کـاش آن زمان در آمــدی از کـوه تا به کوه
سیل سیــه کـه روی زمیـن قــیر گـون شدی
کــاش آن زمـان ز آه جگــــر سوز اهل بیت
یک شعلـه بــرق خرمــن گردون دون شدی
کــاش آن زمان کـه این حـرکت کرد آسمان
سیماب وار گــوی زمیــن بی سکــون شدی
کــاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جـان جهانیــان همــه از تـــــن بـرون شدی
کـــاش آن زمان کــه کشتی آل نبی شکست
عالــــم تمام غرقــه دریـــای خــــــون شدی
آن انتقــــــــام گــر نفتــــــادی بـــــروز حشر
با ایــن عمـل معامله دهـــــر چون شدی ؟
روزی کــه شــد بــه نیـــزه سـر آن بزرگوار
خــورشید ســر برهنــه بــر آمــــد ز کوهسار
موجــی بـه جنبش آمــــــد و برخاست کوه کوه
ابـــری بـه بــارش آمــد و بـــگریست زار زار
گــفتی تمـــام زلزلــــه شـــــد خــاک مطمئــــن
گفتــی فتـــاد از حــــرکت چــرخ بـی قـــرار
عرش آن زمان به لرزه در آمد که چرخ پیـــر
افتـــاد در گمــان کـه قیــامت شـد آشـــکار
آن خیمــه ای کــه گیسوی حورش طناب بود
شــد سرنــگون ز بـــاد مخــــالف حباب وار
جمعی کــه پــای محملشــــان داشت جبرئیل
گشـتـنـد بی عمـــاری و محمــل ، شتـر سوار
بـــا آنــکه ســـر زنــد این عمل از امت نبی
روح الامیــن ز روح نبــی گشــت شــرمسار
پس با زبان پر گله آن بضعة الرسول
رو در مدینــه کرد که یا ایها الرسول
این کشتــه فتــاده بـه هـــامون ، حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون، حسین توست
این نخــل تــر گـز آتـش جـــان سوز تشنگــی
دود از زمیـن رساند به گردون ، حسین توست
این ماهــی فتــاده به دریـای خـــون کـه هست
زخـم از ستاره بــر تنش افزون ، حسین توست
این غرقــه محیط شهــادت کــه روی دشــــت
از مــوج خــون تو شده گلگون ، حسین توست
این خشک لــب فتـــاده دور از لــب فــــــرات
کـــز خون او زمین شده جیحون ، حسین توست
این شــاه کـم سپـاه کــه بـا خیـــل اشـک و آه
خــــــرگاه زین جهان زده بیرون ، حسین توست
این قـــالب طپــان کـه چنین مانــده بــر زمیــــن
شــاه شهیــد نــاشــده مـــــدفون ، حسین توست
محتشم کاشانی (ره)
پ.ن : از دوستانی که با فایرفاکس این صفحه رو می بینند عذر می خواهم . ایراد از این پست . قالب مشکلی نداره . این یه دفعه رو کوتاه بیا برو سراغ IE .
بهترين نمايش صفحه در 1024 * 1280 پيکسل خواهد بود . از کاوشگر اینترنت اکسپلورر مایکروسافت نسخه 6 یا بالا تر و یا موزیلا فایرفاکس نسخه های بالاتر از 1.0.7 استفاده کنید . در صورتي که از مرورگري جز موارد فوق استفاده کنيد ممکن است با مشکل مواجه شويد .
©
تمامي حقوق اين وبلاگ متعلق به کوچه هاي تنگ است . استفاده از مطالب وبلاگ تنها با اشاره به نام کوچه هاي تنگ بلا مانع است .

اي نشسته در شکوه و اوج و بلندي ، بيچارگي از هر سو راه چاره بر ما بسته است و دستمايه هامان نيز بيمايه و ناچيز است . لطفي نما و پيمانه را برايمان پر کن و بيدريغ به حسابمان در ريز که خداي بخشندگان را پاداشي نيک مي دهد .
چه طولاني شد اين عطش ! پس کي به چشمه سار وجود تو مي توان رسيد ؟ پس کي از زلال خوشگوار حضور تو ميتوان نوشيد؟ چه طولاني شد اين عطش ! چه طاقت سوز شد اين تشنگي ! کي مي شود صبح ، ناشتاي چشم هايمان را به نگاه تو بگشاييم ؟ کي مي شود شام ، تصوير تورا به قاب خواب هايمان ببريم ؟ کي مي شود صداي گام هاي آمدنت در گوش هستي طنين بيندازد؟ ...........
صبح بي تو رتگ يک آدينه دارد |
بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد |
بي تو مي گويند تعطيل است کار عشق بازي |
عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد |
جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو اما |
خاک اين ويرانه بويي از آن گنجينه دارد |
خواستم از رنجش دوري بگويم ، يادم آمد |
عشق با آزار خويشاوندي ديرينه دارد |
ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد |
آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد |